• مقاله

کاربرد طنز در رومئو و ژولیت
مترجم۱: سید مصطفی جهانبخت (کارشناس امور فرهنگی و مسوول روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خرم آباد)
 
«رومئو و ژولیت» یکی از مشهورترین نمایش های شکسپیر است. هر کسی می تواند دلیل های زیادی بیاورد که چرا این نمایش چنین موفقیت بزرگی کسب کرده است، اما از مهمترین دلایل می تواند کاربرد طنز در آن باشد. دلیل اصلی برای انجام دادن این کار، آرام کردن تنش های درون نمایش است و دیگر آن که تماشاچیان دوره ی الیزابت را سرگرم و مجذوب نماید.
طنز سهم بسیار مهمی در این نمایش دارد و به شکسپیر اجازه می دهد تا هر لحظه و زمانی که می خواهد حالت ها و تضادهای فراوانی را خلق کند. طنز در رومئو و ژولیت در سه حالت رخ می دهد. اولین حالت طنز با کاربرد جناس ها، کنایات و لطایف است. دومین حالت توسط عمل شخصیت ها و رفتارشان و سومین بوسیله جریانات نمایش صورت می پذیرد.
شکسپیر شخصیت هایی مانند مرکیوشیو۲ و دایه۳ را برای زایش عنصر طنز نمایش استفاده می کند و هر شخصیت این وظیفه را در شکلی متفاوت انجام می دهد. از ابزارهای شکسپیر که به طور معمول برای برانگیختن طنز استفاده می کند، استهزایی است که شخصیتی خاص را هدف می گیرد. برخی خنده دارترین لحظه ها مواقعی هستند که یک شخصیت به دیگری طعنه می زند. از بهترین نمونه های این امر زمانی است که کپیولت۴ از بانو کپیولت۵ شمشیری می خواهد و او پاسخ می دهد: «چوب زیر بغل، چوب زیر بغل! شمشیر به چه کارت می آید؟» استهزای کپیولت در این خط آشکار و برای تماشاچی جذاب است چرا که به صورت مستقیم بیان می شود.
شکسپیر به علاقه مندی به استفاده از جناس ها معروف است و به طور عادی آن ها را به کار می برد اما نه به آن اندازه ای که تماشاچی ی الیزابتی از او انتظار دارد. شکسپیر نمایش را با طنز بسیار آغاز می کند، با گفتگویی بین سمپسن۶ و گرگوری۷، که هر دو جناس های بسیاری را به کار می برند. این گونه کاربرد جناس، برای نمونه کلمات "coals" , "collier" , " choler" , "collar" تا پایان نمایش ادامه می یابد۸. هر چند این تماشاچی ی الیزابتی بود که به کاربرد جناس علاقه داشت، و اگر چه شکسپیر جناس های عامیانه ای را به کار برده است اما این امر هنوز تاثیر مثبتی بر محبوبیت این نمایش دارد. اگرچه در پرده ی اول، صحنه اول، دعوایی بین خانواده ها رخ می دهد اما طنز درون صحنه باعث می شود تا جدی بودن دعوا را فراموش کنیم.
شکسپیر موفق می شود که مقدار نسبتا خوبی طنز در نمایش بوسیله ی خلق چند شخصیت طنز ایجاد کند. این شخصیت ها را می توان در اشکال مختلف طنز یافت. مرکیوشیو همواره جناس ها را به عمد به کار می برد، پیتر۹ در لحظات نامناسب در استفاده ی جناس های طنز زیاده روی می کند، در حالی که دایه ناخودآگاه و بدون عمد در بیشتر اوقات طنز را باعث می شود. می توان گفت که این شخصیت های متفاوت برای ایجاد فراز و فرود و نزدیک به واقعیت شدن نمایش اضافه شده اند. همچنین از آن ها (به غیر از پیتر) برای جلب توجه تماشاچیان قبل از شروع اصل نمایش استفاده می شد.
یکی از شخصیت هایی که به طور اساسی به خاطر طنز ایجاد شده دایه است. شیوه ی صحبت کردن دایه، عقل پاره سنگ برداشته و نظریات او به عنوان شمشیری عالی برای ژولیت و بانو کپیولت عمل می کند. این امر موجب طنزی ناخودآگاه می شود حتی زمانی که تلاش می کند آن دو را بخنداند. ظاهر شدن های وی در صحنه در تضاد با صحنه ی جدی ی قبل است و یا بعد از آن صحنه ای جدی را به دنبال دارد. او به وسیله ی کاربرد جناس ها و نیز تکرار چیزهایی که پیش تر گفته است ایجاد طنز می کند. دایه، غیر از این، با طرز رفتارش موجب طنز می شود. مثال عمده ی آن زمانی است که دایه پس از بازگشت با خبری از رومئو، شروع به مکالمه ی بلندی درباره ی سلامتی ی خودش می کند و این که ژولیت بایستی از فرستادن او به چنین سفر طولانی ای شرمنده باشد. شاید تماشاچیان شیوه ای را که دایه با کش دادن درد و رنجش برای دست به سر کردن ژولیت استفاده می کند طنز آمیز بیابند.
شخصیت دیگری که به خاطر اضافه کردن طنز به نمایش اهمیت بسیار زیادی دارد شخصیت مرکیوشیو است. او شخصیت بسیار مهمی است چرا که او در بیشتر مواقع با دست خالی طنز را در نمایش ایجاد می کند. این کار را با کاربرد زیاد جناس ها انجام می دهد. به طور معمول جناس ها و شوخی ها عامیانه و جنسی هستند، و برای جلب توجه تماشاچی ی الیزابتی کاربرد داشتند. دو لحظه ی فراموش نشدنی از مرکیوشیو می تواند زمانی باشد که او دایه را ملاقات می کند و وقتی که رومئو را درست قبل از صحنه ی بالکن به خاطر علاقه اش دست به سر می کند. مرکیوشیو شخصیتی است که به صورت کامل طنز در اطرافش تقویت شده است و به همین خاطر چندان جای تعجب ندارد که شکسپیر خیلی زود او را در نمایش می کشد تا با غم حاصل از آن نمایش را ادامه دهد. با دنبال کردن این شخصیت درمی یابیم مرکیوشیو حتی در حال مرگ نیز شوخی و خنده را رها نمی کند.
«نه! به اندازه ی چاهی عمیق و یا به فراخی ی در کلیسا نیست! اما کافی است، به کار می آید! فردا بجوییدم! مرا مردی مرده می یابید!»
این گفته صفت ممیزه ی او است و در نمایش به درستی به شخصیت اش می آید. سخن مرکیوشیو در مورد ملکه مب۱۰ که در آن دوران سخنی مشهور بود تناقض کاملی با رویاها و رویابینان و عناصر طنز آن زمان دارد و طنز درون نمایش به همراه بذله گویی ی شخصیت مرکیوشیو برای تمسخر به کار گرفته شده است. قسمتی از این سخن به شرح ذیل است:
«و شب به شب در این حالت می تازد، از میان ذهن عاشــقان و ناگهان رویای عشـق می بینند، بر زانوی ندیمه گانی که رویای تعظیم هایی افقی را می بینند، بر انگشتان مباشرانی که بی پرده رویای مزد می بینند، بر لبان بانوانی که هماره با بوسه ها به رویا می روند.»
این سخن، هنر مهم دیگری را که شکسپیر داشت به ما نشان می دهد که استفاده از طنز برای به سخره گرفتن هر موقعیتی است. دلیل اصلی شکسپیر برای خلق طنز فراوان در نمایش در ابتدا آشکار نیست اما با بررسی بیشتر خواننده می تواند تصدیق کند که اگر طنز نبود رومئو و ژولیت در حقیقت می توانست بسیار ملال آور و خسته کننده باشد.
طنز درون نمایش با تراژدی ای که از پیش در نمایش است به صورت موازی عمل می کند. طنز درون نمایش به تماشاچیان آرامشی در مقابل صحنه های سنگین و بسیار رومانتیک می بخشد و به این شکل به جلب توجه تماشاچیان کمک می کند. اقشار پایین جامعه به احتمال قوی علاقمند به بخش های بسیار خنده دار بوده اند جایی که مرکیوشیو بر صحنه حــاضر می شد و با شور و حرارت تمام با لطــایف و جناس هایـــش به پیش می رفت. اگر شکسپیر به این اندازه طنز در نمایش ایجاد نکرده بود، شاید نمایش چند ماه پس از معرفی شدن از بین می رفت. طنز در نمایش به ایجاد آرامش گاه به گاه برای خوانندگان یا تماشاچیان آن کمک می کند و نیز علاقه ی تماشاچیان به نمایش را حفظ می نماید.
................................................................................
۱- این مطلب ترجمه ای است از:
"Use of Humor in Romeo and Juliet." 123HelpMe.com. 03 Apr 2008
http://www.123helpme.com/view.asp?id=17050
۲- Mercutio
۳- Nurse
۴- Capulet
۵- Lady Capulet
۶- Sampson
۷- Gregory
۸- در اینجا یکی از کاستی های ترجمه از هر زبان به زبانی دیگر را می توان یادآور شد. اگر مترجم بخواهد به متن وفادار بماند، در ترجـمـه ی بسیاری از صـناعات ادبی به خصــوص جناس های ادبـی دچـار مشکل می شود. ترجمه ی فارسی ی کلمات شکسپیر که استاد کاربرد جناس های متعدد می باشد به این صورت است:
collar /'kä­ler/ : یقه، گریبان، گردن بند، طوقه
collier /'käl­yər/ : زغال سنگ، کشتی ی زغال گیری، معدنچی ی معادن زغال سنگ
choler /'kä­lər, 'kō­/ : خشم، تندی، صفرا، صفراوی
coals /'kōlz/ : زغال ها، زغال سنگ ها، زغال می کند
اکنون از معانی ی این چهار کلمه چگونه می توان در فارسی جناس ساخت، بر عهده ی شما!
۹- Peter
۱۰- Queen Mab
کلیه حقوق این پورتال متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌باشد.